تبليغاتX
تو در من رسوخ کردی و من عاشقت شدم

تو در من رسوخ کردی و من عاشقت شدم

 

 

هر کسی گمشده ای  دارد ،

و خدا گمشده ای داشت .

هر کسی دوتاست ،

و خدا یکی بود.

و يکی چگونه می توانست باشد؟

هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست.

و خدا کسی را که احساسش کند، نداشت.

عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آن را ببیند.

خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمد.

و زیبایی همواره تشنه ی دلی است که به او عشق بورزد.

و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

و غرور در جستجوی غروری است که آن را بشکند.

و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر اقتدار و مغرور ،

اما کسی نداشت.

و خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند.

زمین را گسترد و آسمان ها را برکشید.

کوه ها برخاستند و رودها سرازیر شدند و دریاها آغوش گشودند.

و طوفان ها برخاست و باران ها و باران ها .

"در آغاز هیچ نبود ، کلمه بود و آن کلمه خدا بود "

خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود.

و با نبودن چگونه توانستن بود؟

و خدا بود و با او عدم بود.

و عدم گوش نداشت .

 

 

   

 

 

حرف هایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .

و حرف هایی هست برای نگفتن،

حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند.

و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرفایی است که برای نگفتن دارد.

حرف هایی بی قرار و طاقت فرسا

که همچون زبانه های بی تاب آتشند.

کلماتش هر یک انفجاری را در دل به بند کشیده اند.

اینان در جستجوی مخاطب خویشند.

اگر یافتند آرام می گیرند.

و اگر نیافتند ، روح را از درون به آتش می کشند.

و خدا برای نگفتن ، حرف های بسیار داشت .

درونش از آنها سرشار بود.

و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟

و خدا بود و عدم .

جز خدا هیچ نبود.

در نبودن ، نتوانستن بود.

با نبودن نتوان بودن .

و خدا تنها بود.

هر کسی گمشده ای دارد.

و خدا گمشده ای داشت .

 

.

.

.

.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387 11:37 توسط نگین جون |


 

 

و دوباره بهار/مثل هر سال/نوروز مبارک/صد سال به این سالها/

دید و بازدید/روبوسی و خانه تکانی/اما کسی نگفت قلب ها هم خانه تکانی می خواهند؟/همه چیز تازه می شود/

اما قلبها.../روزهای سفید/شکوفه های درخت همسایه/گلابی و سیب گلاب/دختر بچه های شاد شاد/همه چیز نو نوار/

قشنگ تر از دیروز/اما هیچ کس نگفت قلبها هم قدرت نو شدن دارند/ساده گذشتند از وجودشان/شکستند آن رو بهار .../

همچنان می آید/دوباره بهار/بدون سوال/می آید و نمی ماند...

 

            

 

 

نوروز مبارک

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 10:32 توسط نگین جون |


 

 

بخوان ای همسفر با من/ره تاریک با پاهای من پیکار دارد/

به هر دم زیر پایم راه را با آب آلوده/به سنگ آکنده و دشوار دارد ؛ به چشم پا/

ولی من راه خود را می سپارم/جهان تا جنبشی دارد/

رود هر کس به راه خود/عقاب پیر ، هم غرق است/مست اندر نگاه خود/

نباشد هبچ کار سخت کان را در نیابد فکر آسان ساز/

شب از نیمه گذشته ست/خروس دهکده برداشته است آواز/

چرا دارم ره خود را رها من/

بخوان ای هم سفر با من !/

به رو در روی صبح ، این کاروان خسته می خواند :

کدامین بار کالا سوی منزلگه رسد آخر/

که هشیار است ، کی بیدار ، کی بیمار ؟/

کسی در این شب تاریک پیما این نمی داند/

مرا خسته در این  ویرانه مپسند/قطار کاروان ها دیده ام من/

که صبح از رویشان پیغام می برد/

صدای جرس های رهاوردان بسی بشنیده ام من/که ار نقش امیدی آب می خورد/

نگارانی چه دلکش را به روی اسب ها می برد ....

 

"نیما"

+ نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386 23:55 توسط نگین جون |


 

 

 

یادباد آنکه سر کوی توأم منزل بود

           

            دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

 

 

خدایا ؛

به امید مرهمی از تو متولد شدم

نیازم ، از توست و غیر تو سر بر شانه های کسی نمی گذارم !

منتی بر من نیست برای زنده ماندن و گذر عمر

امید دارم اما مرهمی نمی جوبم ...

کفر نیست ، حقیقتی ست تلخ که من درکش می کنم

 

 

خدایا ؛

از تو چه بخواهم ؟؟

خودم را به تو می سپارم بدون درخواستی...

مثل همیشه ....

خودت به هر کجا که می خواهی ببر این تن وامانده را ...

به هر کجا که بیشترین عذابت در انتظار من است ...

باکی نیست

من با آغوش باز در ابتدای جاده ی مرگ

 

  

 

منتظر می مانم

تا روزی از جان به تنگ آمده ام ، خلاص شوم

 

 

خدایا ؛

روزها با تو بودم و شبها در کنارت ..

چشمهایم از عطش عشق تو لبریز از اشک بود

قدر اشکهایم را می دانستی و دوستم داشتی...

چه شده که بین من و تو فرسنگ ها فاصله افتاده است؟؟؟

 

 


 

 

پ.ن :حلالم کن دم رفتن/ کمی بعد از پشیمونی/ تو آواز نگاهی که/توهم با ما نمیمونی

 

شاید برای آخرین بار

.

.

.

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 اسفند1386 13:32 توسط نگین جون |


 

 

تو را می خواهم و دانم که هرگز

به کام دل در آغوشت نگیرم

تویی آن آسمان صاف و روشن

من این کنج قفس مرغی اسیرم

 

 

    

 

                    ز پشت میله های سر د و تیره

                نگاه حسرتم حیران به رویت

               در این فکرم که دستی پیش آید

               و من ناگه گشایم پر به سویت

 

 

 

در این فکرم که در یک لحظه غفلت

از این زندان خاموش پر بگیرم

به چشم مرد زندانبان بخندم

کنارت زندگی از سر بگیرم

 

 

 

                در این فکرم من و دانم که هرگز

                مرا یارای رفتن زین قفس نیست

                اگر هم مرد زندانبان بخواهد

                دگر از بهر پروازم نفس نیست !

 

 

 

 

 

پ.ن : کاش یکی از ته دلش دوسم داشت

 

 

همین و تمام

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن1386 9:45 توسط نگین جون |


DESIGN BY : NEGIN MOHSENI X

زلالی ترین احساس را به تو تقدیم می کنم زیرا که روحت زلال و شکننده است دوستت دارم و امیدوارم که دوستم بداری و عاشقم شوی . نگاه بی ریای تو مرا به اعماق عشقت فرو برد اکنون زندگی برایم عمیقی ترین معنایش را دارد و من راضی ام به تو ، به تو که همه ی زندگی من در تو خلاصه می شود.عاشقانه دوستت دارم و نفسهایم را برایت می شمارم تا بدانی تنها دلیل زنده بودن من این است که به من این فرصت را بدهی تا همیشه عاشقت بمانم ....

صفحه نخست
پست الکترونیک

پیوندهای روزانه

تم برای گوشی موبایل
بیا فقط بخند ... کلیپ موبایل و sms های خفن
فقط بخند اس ام اس
سایت رسمی گوگوش
وبلاگ داداش وحید جونم
جواهری در قصر
کوله پشتی نگین جون
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

آرشیو موضوعی

عقشولانه ها
فرزاد حسنی
مذهبی

پیوندها

دختر میقات نشین
به يادگار نوشتم خطي ز دلتنگي
بزرگترين آرشيو قالبهاي رايگان
كد آهنگ براي وبلاگ 1
كد آهنگ براي وبلاگ2
كدهاي جاوا
نوشته هاي يه مامان
دانلود فيلمهاي تلويزيوني
سينا گرافيك
ايران كليپ
سرزمين دانلود موزيك
درر و دل های عاشقونه با فرزاد
عشق بی انتها :. آقا محسن .:
قصر مهربونی آبجی فاطمه م
نگین جون بختیاری
جواهری در قصر
بانوی یاس
music.picture.new pepar
وبلاگ نگار جونم ساعت عشق
تارا و شقایق جون
رادیو جوان جعبه ی سیاه من
اولین شب آرامش
قرار شبانه
تا انتهای حضور
یا حضرت معصومه نظری کن..
آرزوی سندس برای فرزاد حسنی
کلبه ی رویا دینا جون
روی ماه خداوند را ببوس
غوغای جوان نگین جون و منصوره جون
تسنیم خداوند
فریاد مشکی.: داداش وحیدم :.
وبلاگ زینب جون واسه آقا فرزاد
می باریم تا رنگین کمان قصه شوی...
من و تنهایی و غم .:وبلاگ مژده جونی :.
کلیپ موبایل_عکس_جوک...
سرزمین آرزو ها
فرزاد حسنی و گلهای بهاری هفتایی
دریا در من
تذکرة الطنّازان .:زهرا جونم و سعیده جون:.
فصل تنهایی .: آقا عباس:.
غروب آشنا .: آقا حسن :.
عشق محبت دوستی .: حامد :.
عشق من مهدی .: مینا جون :.
صدای پای آب .: محمد رضا :.
بیراهه سکوت .: یاس سفید :.
بردی از یادم .: رز خانم:.
حنوش *بیماران عاشق*
زینا و فرزاد حسنی
دو کلام حرف حساب
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
رویداد ( افشین )
همه چی و هیچی ( مهران و مهرزاد )
عشق به رنگ دریا ( وبلاگ مهسا پور محمد )
سفارش قالبهای اختصاصی ( نایت اسکین )
نادران ( در خراب است زنگ بزنید )

    تعداد بازديدها:
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS



IRTheme.Blogfa.Com

::: طرّاح قالب: نگین محسنی ::: www.arezoo17.blogfa.com